پربازدید ها
کد خبر: ۱۲۳۲۲۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۳
حکایت گلستان,حکایت باب دوم گلستان




 
 
درویشی را ضرورتی پیش آمد، گلیمى از خانة یاری بدزدید. حاکم فرمود تا دستش بدر کنند. صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بحل کردم. گفتا : به شفاعت تو حد شرع فرو نگذارم. گفت: آنچه فرمودی راست گفتی ولیکن هر که از مال وقف چیزی بدزدد قطعش لازم نیاید والفقیر لایملک هر چه درویشانراست وقف محتاجانست. حاکم دست ازو بداشت و ملامت کردن گرفت که جهان برتو تنگ آمده بود که دزدی نکردی الا از خانه چنین یاری. گفت: اى خداوند نشنیده‌اى که گویند: خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب.
 
 
چون به سختى در بمانى تن به عجز اندر مده
دشمنان را پوست بر کن، دوستان را پوستین
مطالب مرتبط
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
سامی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۷
0
0
و این داستان همچنان ادامه دارد خخخخخخ
زوج خوشبخت
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۱
0
0
دیری دیری تیتراژ
دزد سامی
یار محمود
حاکم مریمی
نویسنده رنگین
خواننده زوج
اهنگ ساز ترانه
  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، « خبرنو » مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
نام:
ایمیل:
* نظر: