پربازدید ها
کد خبر: ۱۲۶۶۱۰
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۴
محمد جواد معنوی نژاد، دنیای خودش را دارد؛ دنیایی که ربط چندانی به هیاهو و شلوغ بازی و فضای مجازی ندارد. برای همین هم هست که تعداد فالوئرهای اینستاگرامش چندان بالا نیست و تعداد پست هایش تازگی ها دو رقمی شده.
پسری که تمام اطرافیانش او را خوش اخلاق ترین بازیکن اردوهای تیم ملی می دانند که سرش به کار خودش گرم است. اینها روحیات جدیدترین ستاره والیبال ایران است؛ محمد جواد معنوی نژاد که در بیست و یک سالگی و با نمایشی درخشان در لیگ جهانی کاری کرد تا بگوییم جای معنوی نژادهای زیادی در تیم ملی والیبال خالی است.
 

 
ایرانی ها در تاریخ علاقه عجیبی دارند که شغل پدرشان را ادامه دهند، تو هم راه پدرت را رفتی؟
 
- جواب تان هم بله است و هم نه. یعنی پدرم برخلاف من که حرفه ای والیبال بازی می کنم، هیچ وقت خیلی حرفه ای وارد والیبال نشده بود و شغل اصلی اش کارمندی بود اما ورودم به والیبال را به جرأت مدیون پدرم هستم. ضمن این که بزرگ ترین ارثی که پدرم برایم گذاشته بود، آناتومی یک والیبالیست بود.
 
خود پدرم هم اندام استانداردی برای والیبال داشت و تا حدود ده یازده سالگی با پدرم در خانه تمرین می کردیم. تمرین پنجه، دریافت، ساعد و کارهای ابتدایی و مقدماتی. از یازده سالگی به اصرار پدرم رفتم باشگاه والیبال ثبت نام کردم و با دو مربی بومی اصفهانی به تیم ملی نوجوانان رسیدم. اگر پدرم نبود، والیبالیست نمی شدم.
 
چرا اصفهانی ها این قدر کم والیبالیست بیرون می دهند؟
 
- اصفهان تا دل تان بخواهد بازیکن بلندقد و خوش استایل دارد اما باشگاهی حاضر نیست در لیگ برتر تیمداری کند. یادم می آید زمانی که در اصفهان زیر نظر آقای افغان تمرین می کردیم، با این که باشگاهی آماتور بودیم اما هر روز تمرین داشتیم. حتی تاسوعا و عاشورا باید تمرین می کردیم؛ خب از دل این سختگیری بازیکنی مثل من بیرون آمد؛ اما الان حتی سالنی را که آقای افغان بازیکنانش را تمرین می داد، ازشان گرفته اند. با همه کمبودها فکر می کنم اصفهان با سه نماینده – من، مسعود غلامی و امیر غفور – در تیم ملی دست بالا را دارد. سه اصفهانی در لیگ جهانی.
 
محمد جواد معنوی نژاد را باید محصول کارخانه تیم های پایه ایران بدانیم؟ جزء آنهایی بودی که پله پله و با بازی در تیم های پایه ملی به لیگ جهانی رسیدی؟
 
- کاملا آموزشگاهی بالا آمدم. در مسابقات آموزشگاهی اصفهان ستاره مسابقات شناخته شدم و سال بعد به راه و ترابری اصفهان رفتم که در لیگ یک بازی می کرد. همان سال به تیم ملی نوجوانان هم دعوت شدم و فکر می کنم سال 1390 بود که وارد اردوهای ملی شدم و از شانزده تا هجده سالگی، واقعا چیزی از زندگی یادم نمی آید. همه اش اردو بودم؛ اگر اشتباه نکنم فکر می کنم آن سال ها 26 اردوی پشت سر هم گذاشتیم و زندگی ام در اردو و خوابگاه می گذشت.
 

 
فکر می کنم یکی از بهترین تیم های نوجوانان سال های اخیر بودید و نتایج خوبی هم گرفتید؟
 
- واقعا تا نیمه نهایی همه را سه بر صفر بردیم. همین نسل فعلی تیم والیبال فرانسه را که الان صدرنشین لیگ جهانی امسال هستند، در گروه مان سه بر صفر شکست دادیم. مارشال وانگابرت و بیشتر ستاره های امروز فرانسه توی آن تیم بودند اما راحت بردیم شان. بعد هم خوردیم به روس ها در نیمه نهایی و نتوانستیم به فینال برسیم.
 
می خواستم این سوال را کمی جلوتر بپرسم اما واقعا چرا همیشه روبروی روس ها مشکل داریم؟
 
- دوتا دلیل عمده دارد؛ ما همیشه روبروی حریفانی که مثل خودمان احساسی بازی می کنند، راحت تر نتیجه می گیریم اما روس ها واقعا خونسردی عجیبی دارند و انگار آرامش ذاتی دارند. درست مانند لهستانی ها که معمولا مقابل شان دچار مشکل می شویم. نکته دوم این که تجربه بهمان ثابت کرده همیشه تیم هایی که تک ستاره دارند، برای مان دردسرسازند و در کنترل آن ستاره به مشکل می خوریم. خب، روس ها و لهستانی ها چند ستاره تاثیرگذار مثل کورک و میخائیلوف دارند.
 
از سال 2015 هم به تیم ملی بزرگسالان رسیدی؟ اما کواچ اعتقاد زیادی به استفاده از تو و بقیه جوان های تیم ملی نداشت؟
 
- سال 2013 کاپیتان تیم ملی جوانان بودم که به مسابقات جهانی ترکیه اعزام شد و آنجا من پنجمین بازیکن برتر در امتیازآوری شدم. در آخر تورنمنت هم ایران به رتبه پنجم دنیا رسید که البته نتیجه چندان خوبی نبود. بعد از بازگشت هم اولین قرارداد حرفه ای ام را با پیکان بستم و هنوز هم لباس پیکان را می پوشم. تقریبا دو سالی طول کشید تا به تیم ملی آقای کواچ دعوت شوم. اولین باری که برای تیم ملی ایران به زمین رفتم، روبروی آمریکا بود.
 
اوضاع آن اوایل خیلی خوب پیش نمی رفت؟
 
- خوب که چه عرض کنم؛ خیلی هم بود بود. خب من با تجربه سال ها بازی در تیم های ملی رده پایه به تیم ملی رسیده بودم و بازیکن بی تجربه ای نبودم. در جام جهانی نوجوانان و مقابل خیلی از ستاره های نسل جدید و بزرگان والیبال هم بازی کرده بودم؛ اما بازی در لیگ جهانی یک چیز دیگر بود و استرس عجیبی داشت. اولین مسابقه ای که مقابل آمریکا به زمین رفتم انگار بار اول بود که زمین والیبال را می دیدم و آمریکایی ها هم واقعا سنگ تمام گذاشتند و بهترین بازی شان را کردند. اما والیبال همین است. هر قدر بیشتر بازی می کنی و جا می افتی، همه چیز آسان تر می شود. به جرأت می گویم هنوز در بیست و چهار سالگی ام دارم در لیگ جهانی چیز یاد می گیرم.
 

 
آن قدر کسب تجربه کردی تا روزهای خوبت در تیم ملی والیبال هم از راه رسید؛ هیچ کس توقع نداشت محمد جواد معنوی نژاد ناجی ایران مقابل لهستان و آرژانتین باشد؟
 
- اعتماد کادر فنی بود؛ مثلا در تمرینات دوران کواچ، ما جوان ترها در تیم اصلی بازی می کردیم؛ اما زمان مسابقه همه مان را خط می زدند. خب ایرادی هم نمی شد گرفت، هر مربی سبک کاری خودش را دارد اما خدا را شکر آقای کولا کوویچ هم در تمرینات، هم توی مسابقات جهانی با بازی دادن به جوان های تیم ثابت کرد به جوان ها اعتقاد دارد و خیلی خوشحالم که توانستم جواب این اعتماد را بدهم.
 
می گویند الگوی ایرانی نداری و علاقه زیادی به ستاره تیم ملی لهستان، کورک داری؟
 
- هیچ وقت الگوی ایرانی نداشتم و دو بازیکن خارجی هستند که خیلی سبک بازی شان را دوست دارم. کورک لهستانی همیشه در بدترین شرایط هم می داند با توپ چه کار بکند. میخائیلوف روس هم روحیه و جنگندگی عجیبی برای مبارزه دارد و همیشه الگویم بوده است. راستش حالا که گفتید، جالب است این را بگویم؛ یک جورهایی من و میخائیلوف همزادیم. پست هر دویمان دریافت کننده قدرتی است، قدمان هم دقیقا 202 سانتی متر است، تازه قابلیت بازی در پست پشت خط زن را هم داریم.
 
«خدایا تنها عنایت توست که مرا نجات می دهد. مرا یاری کن تا آنچه را برایم رقم زدی، با آرامش و صبر بپذیرم. یاریم کن تا آنچه را می خواهم، تنها از تو بخواهم و رسیدن به آن لحظه مرا از تو دور نکند. خدایا به خاطر همه چیز ممنون.» این جمله ها برایت آشنا نیست؟
 
- (می خندد) چرا خوب یادم می آید. خیلی امیدوار بودم که همراه تیم ملی به المپیک 2016 بروم اما وقتی اسمم از نفرات دعوت شده خط خورد، همین متن بالا را در صفحه اجتماعی ام منتشر کردم. خب آن روزها بازیکنان بهتری از من در اردوی تیم حضور داشتند و خودم این را قبول داشتم که از من بهترند. خدا آن قدر بزرگ است که جواب خواسته ام را داد و دو سال بعد از آن روزها باز هم در تیم ملی حاضر هستم.
 
اما شایعاتی مطرح شده بود که چند روز قبل از اعلام فهرست نهایی نفرات المپیک، بعضی بازیکنان تیم ملی به اتاق سرمربی تیم ملی رفته اند و خواسته اند اسم تو را خط بزند و یکی از بازیکنان سن و سال دار تیم ملی را که دوست شان بوده، همراه ببرند؟
 
- آقا این حرف ها را ول کنید. هیچ وقت توی زندگی ام اهل حاشیه درست کردن نبودم. واقعا رابطه صمیمانه ای با بچه های تیم ملی دارم. از سعید معروف و مرندی و غفور که هم باشگاهی هایم هستند تا بقیه بچه ها. خودم هم این شایعات را باور نمی کنم.
 

 
چطور در لیگ جهانی امسال این قدر آماده بودی؟ برای رسیدن به این آمادگی چه سختی هایی را پشت سر گذاشتی؟
 
- یکی از فاکتورهایی که در آمادگی این روزهایم خیلی تاثیر داشت، تیم خوبی بود که این فصل پیکانی ها جمع و جور کرده بودند. با پاسور سابق تیم پیکان، والریو ورمیلیو هم خیلی هماهنگ شده بودم و واقعا کمکم کرد. ورمیلو به عنوان پاسور تیم ملی ایتالیا قهرمانی نبود که تجربه نکرده باشد؛ قهرمانی لیگ جهانی، المپیک و مسابقات قهرمانی جهان. در تمرینات همیشه با من حرف می زد و نکته بینی خوبی هم در تمرینات داشت که مثلا این جور ضربه بزنم یا توپم را به کدام منطقه بفرستم.
 
جایت در هفته سوم مسابقات خیلی خالی بود، چرا تیم ملی این قدر بی روحیه و بی انگیزه بازی می کرد؟
 
- ماه های شلوغی را در پیش رو داریم و باید برای چند تورنمنت دیگر هم آماده باشیم. برای همین بدنسازی کاملی برای مسابقات نداشتیم و خیلی آماده نبودیم. از طرف دیگر کولا کوویچ هنوز شناخت زیادی از بازیکنان ایران و پتانسیل های شان ندارد. تیم ملی در حال گذار است و باید به کولا کوویچ و کادر فنی فرصت بدهیم تا کارشان را انجام دهند.
 
امسال، فصل شلوغی برای تیم ملی والیبال است؛ قهرمانی آسیا و قهرمانی مردان قاره ها در ژاپن؟ انتظار داریم معنوی نژاد ستاره ایران در تورنمنت های آینده باشد؟
 
- ست پنجم بازی با آرژانتین درد عجیبی پشت پایم پیچید و خیلی اذیتم کرد. بعد از عکسبرداری مشخص شد عضله دوقلوی پایم پاره شده است. الان خدا را شکر بهترم و بعد از یک هفته عصا را کنار گذاشته ام و کار با وزنه را شروعت کرده ام. قطعا به مسابقات قهرمانی آسیا که مرداد ماه در اندونزی برگزار می شود می رسم اما بقیه اش با کولا کوویچ است که بخواهد از من در ترکیب استفاده کند و من خیلی آماده ام.
 
ستاره اصفهانی والیبال ایران از اصفهان، تحصیلات و اوقات فراغت می گوید
 
محمد جواد معنوی نژاد از این که در طول سال زیاد فرصت نمی کند به اصفهان و خانواده اش سر بزند، حسابی شاکی است و اعتراف می کند بدترین قسمت والیبال همین جاست. پسری که نه فرصت مسافرت به شهر پدری اش را دارد، نه وقت می کند آن طور که دوست دارد به تحصیلاتش بپردازد.
 

 
تا معنوی نژاد در تیم ملی راه افتاد، مصدوم شد. اگر به جادو جنبل اعتقاد داشتی، حتما می گفتیم طلسمت کرده اند؟
 
- ما اصفهانی ها برای این چیزها یک ضرب المثل داریم: «قسمت، قسمت جنبون می خواد...» یعنی اگر تقدیر هم راهی را پیش پایت می گذارد، این خودت هستی که باید تصمیم بگیری ادامه اش بدهی یا نه. مطمئن باشید بعد از لیگ جهانی والیبال خیلی آماده تر از قبل بر می گردم و لطف مردم را که در این چند وقت خیلی بهم محبت داشته اند، جبران می کنم.
 
ظاهرا خیلی هم درس خوان بوده ای؟
 
- آره. ریاضی فیزیک می خواندم در دبیرستان و معدل دیپلمم 19.5 شد. الان هم در دانشگاه سمای اصفهان واحد خوراسگان درس می خوانم.
 
بهترین دوستت در تیم ملی والیبال کدام بازیکن است؟
 
- با همه راحتیم و جو اردوها خیلی خوب است اما با سیامک مرندی (همان مهدی مرندی که دوستانش سیامک صدایش می کنند) خیلی راحت تر هستم و مواقع بیکاری بیشتر با هم هستیم.
 
سخت ترین دورانی که در والیبال تجربه کرده ای، کجا بوده است؟
 
- سال 1393 بود. بازیکن پیکان بودم و به عنوان پدیده مسابقات لیگ برتر انتخاب شدم. چند روز بعد آقای کواچ من را به تیم ملی بزرگسالان دعوت کرد و عصرها سر تمرین بزرگسالان می رفتم. چند وقت بعد آقای پیمان اکبری هم برای تیم ملی امید به اردو دعوتم کرد و مجبور بودم صبح ها به تمرین امیدها بروم. رسما وقتی بعد از تمرین به خوابگاه بر می گشتم، بیهوش می شدم و انگار خاطرات آن روزها از ذهنم پاک شده بس که همه اش خسته بودم.
 
همه جوان های همسن و سال تو وقت زیادی در فضای مجازی می گذرانند؛ اما تو خیلی اهل پست گذاشتن در اینستاگرام نیستی؟
 
- راستش خیلی دوست ندارم در فضای مجازی وقت بگذرانم. حس می کنم ذهنم را درگیر چیزهایی می کند که شاید، بیشتر مواقع مردم به آدم لطف دارند اما خیلی فرصت این کارها را هم ندارم. همین دو ماه پیش بعد از مدت ها وقت پیدا کردم بروم اصفهان و به خانواده ام سر بزنم. فرصتی هم اگر باشد، فیلم دیدن را به وقت گذرانی در فضای مجازی ترجیح می دهم. اتفاقا دوستان به شوخی می گویند تعداد فالوئرهای ما از تو – که بازیکن ملی پوش هستی – بیشتر است.
 

 
تو احتمالا بزرگ ترین آرزویت خط نخوردن از اردوی تیم ملی برای المپیک 2020 توکیو است؟
 
- این مهم ترین هدف زندگی ام است و تمام روزها را تمرین می کنم تا مسافر توکیو باشم. باز هم از خدا می خواهم به من عنایت کند و بابت همه چیز از او ممنون هستم.
مطالب مرتبط
  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، « خبرنو » مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
نام:
ایمیل:
* نظر: