پربازدید ها
کد خبر: ۱۲۸۵۰۰
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۸
مرور مي‌كنيم فراز و نشيب‌هاي استقلال را با منصوريان‌




از روز اول حضورش روي نيمكت اين تيم تا چهارشنبه گذشته. اتفاقاتي كه بي‌شك مي‌تواند منصوريان را باتجربه‌تر از گذشته كند.
 
 
 
اول
 
امضاي قرارداد با استقلال. سه‌ساله است. منصوريان اهدافش را اين‌طوري برايمان تشريح مي‌كند: «سال اول قول حضور در آسيا را دادم. سال دوم قهرماني در ليگ و ان‌شا‌ءا... سال سوم بتوانيم در آسيا به موفقيت بزرگ برسيم.»
 
 
 
دوم
 
روزهاي اول حضور منصوريان در استقلال ذوق‌زده است. هواداران به كمپ مرحوم حجازي هجوم برده‌اند. او باورش نمي‌شود كار اين‌قدر رؤيايي شروع شده. وقتي در همان روزهاي اول در تمرين او را ديديم، به‌سختي وارد ورزشگاه شد. لبخند مي‌زد و مي‌گفت: «خيلي به من لطف دارند. روز اول اينجا نبوديد. اين‌قدر هواداران زياد بودند كه نمي‌شد حتي به داخل كمپ بروم.»
 
 
 
سوم
 
قبل از شروع ليگ برتر فصل قبل در تمرين استقلال، منصوريان يك حرف كليدي دارد: «مي‌خواهم پرستيژ دهه 60 و 70 را به استقلال برگردانم.» او آن روز مي‌گفت: «قولي نمي‌دهم ولي قول مي‌دهم استقلالي بسازم كه آبروي هوادار باشد.»
 
 
 
چهارم
 
در آستانه شروع ليگ برتر؛ مردم به استقلال منصوريان اميد زيادي دارند. دوباره او خبرهاي خوشحال‌كننده‌اي مي‌دهد. لبخند مي‌زند و مي‌گويد: «شك نكنيد استقلال جزو تهاجمي‌ترين تيم‌هاي ليگ برتر خواهد بود. مي‌خواهيم طوري بازي كنيم كه مردم راضي باشند.»
 
 
 
پنجم
 
شروع ليگ و تساوي مقابل نفت تهران. منصوريان مي‌گويد: «ما نياز به زمان داريم.» او قبل از بازي هم گفته بود چون تيمش دچار تغييرات شده نياز به زمان دارد‌؛ زماني كه در استقلال زياد يافت نمي‌شود. منصوريان چند هفته بعد به خبرنگار ما مي‌گويد: «تا نيم‌فصل زمان بدهند، استقلال رؤيايي را مي‌سازم.»
 
 
 
ششم
 
شروع بد استقلال و بازخواست از سوي هيئت‌مديره. منصوريان در 5 هفته اول دو بار مي‌بازد و سه بار هم مساوي مي‌كند. تيم بحران‌زده است. زماني عضو هيئت‌مديره مصاحبه مي‌كند كه اين‌طور نمي‌شود. منصوريان شاكي است و مي‌گويد زمان مي‌خواهد و اين حرف‌هايي كه مي‌زنند با حرف‌هايي كه قبل از فصل مي‌گفتند، فرق دارد و...  هفته ششم مي‌رسد. بازي با پرسپوليس منصوريان مساوي مي‌كند و دوباره احيا مي‌شود.
 
 
 
هفتم
 
قبل از پايان نيم‌فصل اول. دوباره استقلال در فراز و نشيب. اختلاف با مهدي رحمتي. تصميم مي‌گيرد كاپيتان را كنار بگذارد. از دست قضا خيلي‌ها كنار منصوريان هستند‌؛ انگار مهدي را دوست ندارند. بعضي‌ها مي‌گويند او براي استقلال «ضرر» دارد. بازي با سپاهان آخرين بازي نيم‌فصل است. مي‌گويند استقلال ببازد، منصوريان بركنار مي‌شود. تعطيلات بهترين زمان براي تغييرات است. قبل از بازي منصوريان يك جمله تاريخي به خبرنگار ما مي‌گويد: «مي‌خواهند همان كاري را كه با مرحوم حجازي كردند، با من هم بكنند.» استقلال اما در آن بازي مي‌تركاند. تيم فوق‌‌العاده بازي مي‌كند و در پايان يك بر يك مي‌كند‌؛ در حالي كه مستحق برد بود. اين يعني نيم‌فصل دوم هم با منصوريان شروع مي‌شود. سرمربي استقلال مي‌گويد رضايت‌نامه رحمتي را بدهند ولي بعد از چند هفته با يك ماچ و بوسه دوباره داداشي مي‌شوند و تمام.
 
 
 
هشتم
 
شروع نيم‌فصل دوم. تيم با برد نفت شروع مي‌كند. استقلال اوج مي‌گيرد. يكي يكي تيم‌ها را مي‌برد. سه تا سه تا مي‌زند. همه چيز فوق‌‌العاده است. منصوريان مي‌خندد و مي‌گويد: «ديديد گفتم تا نيم‌فصل زمان دهيد؟»
 
 
 
نهم
 
استقلال قدرتش را بيش از پيش نشان مي‌دهد. در يك هفته هم السد را مي‌برد و هم پرسپوليس را. ساعتي بعد از بازي، او مي‌گويد: «خدا را شكر مي‌كنم. حالا مي‌خواهيم در آسيا كارهاي بزرگ كنيم.»
 
 
 
دهم
 
استقلال در آسيا هم موفق است. از مرحله گروهي صعود مي‌كند و به حذفي مي‌رسد. منصوريان باز هم اميدوارانه حرف مي‌زند. حرف‌هاي بزرگي مي‌زند و از اين مي‌گويد كه سال 97 اتفاقات بزرگي در استقلال مي‌افتد. همه مي‌گويند منظور او قهرماني در آسياست. منصوريان واقعاً باور كرده استقلال مي‌تواند قهرمان آسيا شود ولي...  
 
 
 
يازدهم
 
استقلالي كه او ساخته بود، با شكست به العين خراب مي‌شود. تيم منصوريان در آخرين بازي فصل 6 تا از العين مي‌خورد و منصورياني كه مي‌خواست فقط دو بازيكن بگيرد، ناگهان تيمش را به‌هم مي‌ريزد و هرچه بازيكن اسمي دم دستش مي‌‌آيد جذب مي‌كند. سكانسي براي خراب شدن استقلال.
 
 
 
دوازدهم
 
منصوريان انگار هنوز نمي‌داند حرف‌هايي كه مي‌زند برايش مسئوليت درست مي‌كند. او در ابتداي فصل قولي براي قهرماني نمي‌دهد ولي از اين مي‌گويد كه بايد موفقيت‌هاي بزرگي كسب كنند.
 
 
 
سيزدهم
 
شروع فصل استقلال دوباره بد است. منصوريان باز هم حرف‌هايي مي‌زند كه برايش دردسر درست مي‌كند. از فوتبال مالكانه بگيريد تا ساختن استقلال رؤيايي در سال 1402. پيشكسوتان يكي يكي عليه منصوريان حرف مي‌زنند. اوضاع خيلي زود خراب مي‌شود. او تصميم مي‌گيرد با همه قهر كند. خودش را ممنوع‌المصاحبه مي‌كند و خلاصه فاصله‌اي بين منصوريان و همه مي‌افتد.
 
 
 
چهاردهم
 
اين بار همه چيز فرق مي‌كند. هيئت‌مديره ديگر شوخي ندارد. از همان ابتدا شرايط پيچيده مي‌شود. بعد از شكست مقابل سايپا شايعات شكل مي‌گيرد. زماني مي‌گويد از عملكرد منصوريان ناراضي هستند. سرمربي استقلال تصور مي‌كند اين بار هم مثل سال گذشته به مو مي‌رسد ولي پاره نمي‌شود.
 
 
 
پانزدهم
 
بعد از باخت مقابل پديده. باشگاه تصميم مي‌گيرد به منصوريان دو بازي فرصت دهد. دوستان نزديكش به او توصيه مي‌كنند استعفا بدهد ولي او مي‌گويد: «استقلال را مي‌سازم.» تصور مي‌كند همه اينها يك شوخي است.
 
 
 
شانزدهم
 
يك برد در حذفي و بعد شكست مقابل پارس جنوبي جم. منصوريان همچنان باور نمي‌كند كه همه عليه‌‌اش شده‌اند. در فضاي مجازي غوغايي است. وضعيت بدتر از چيزي است كه فكر مي‌كند. روي كركره رستورانش مي‌نويسند حيا كن رها كن. او همچنان لبخند مي‌زند و مي‌گويد: «تيم درست مي‌شود.»
 
 
 
هفدهم
 
شب رفتن. شب تساوي مقابل ذوب‌آهن. او يك ساعت براي خبرنگاران حرف مي‌زند و مي‌رود. پايان عصر منصوريان در استقلال. عصري كه براي شروع دوباره‌‌اش، انگار بايد سال‌ها تلاش كند و زحمت بكشد. او بدرقه تلخي داشت و در نهايت رفت. بدون قهرماني و بدون ساختن يك استقلال رؤيايي.
مطالب مرتبط
  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، « خبرنو » مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
نام:
ایمیل:
* نظر: