پربازدید ها
کد خبر: ۱۲۸۷۱۸
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۶
همه سلبریتی ها را انسان های کامل و بی عیب و نقص در نظر می گیرند به همین دلیل وقتی کوچک ترین چیزی در زندگی این اشخاص خلاف این تصور را ثابت کند موضوع جنجالی شده و اوضاع آقا یا خانم سلبریتی بیش از پیش به هم می ریزد.



شاید بدترین مشکلی که یک شخص ممکن است در زندگی خصوصی خود با آن مواجه شود خانواده ای از هم پاشیده و پر دردسر باشد. چنین شرایطی حتی زندگی انسان های معمولی را نیز به هم می ریزد اما شرایط برای سلبریتی هایی که با چنین شرایطی دست و پنجه نرم می کنند بسیار بدتر خواهد بود.
 
همه سلبریتی ها را انسان های کامل و بی عیب و نقص در نظر می گیرند به همین دلیل وقتی کوچک ترین چیزی در زندگی این اشخاص خلاف این تصور را ثابت کند موضوع جنجالی شده و اوضاع آقا یا خانم سلبریتی بیش از پیش به هم می ریزد.
 
زندگی این افراد همواره زیر ذره بین رسانه ها و به خصوص پاپاراتزی ها قرار دارد به همین دلیل بی اهمیت ترین مشکلات در زندگی سلبریتی ها بزرگنمایی شده و همه از آن باخبر می شوند. اما در میان سلبریتی های هالیوود، خانواده هایی نیز وجود دارند که آشفته و به هم ریخته هستند؛ از دشمنی با اعضای دیگر خانواده و طلاق های تلخ و پر سر و صدا تا حتی سوء مصرف مواد مخدر. در ادامه ی این مطلب قصد داریم شما را با خانواده هایی در هالیوود آشنا کنیم که بیش از هر خانواده ی دیگری با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند.
 
1- خانواده کارداشیان ها
 

 
هیچ برنامه ای نمی تواند مانند یک «ریالیتی شو» مشکلات و شکست های یک خانواده را به تصویر بکشد و یک برنامه ی تلویزیونی با عنوان «Keeping Up With the Kardashians» در سال 2007 به خوبی زندگی پر از دشمنی و درام این خانواده ی مشهور را به تصویر می کشد که بزرگ ترین و جدید ترین مشکل آن ها تبدیل شدن پدر خانواده ی جنر-کارداشیان از آقای بروس جنر به خانم کایتلین جنر در سال گذشته بود.
 
در واقع آقا/خانم جنر پس از سال ها ایفای نقش پدر خانواده به یک باره اعلام کرد که یک ترنس بوده و تصمیم گرفته تغییر جنسیت بدهد. هیچ کس اندازه ی کریس جنر، همسر بروس که 24 سال با وی زندگی کرده بود از این موضوع رنج نکشید. وقتی که کتاب خاطرات بروس سابق و کایتلین جدید منتشر شد همسرش او را یک دروغگو و شیاد توصیف کرده و آن چه که در کتاب خاطراتش آورده بود را داستان پردازی محض اعلام نمود. کیم کارداشیان در مصاحبه ای گفت که دیگر هیچ شانسی برای این که پدر ناتنی و مادرش بار دیگر با هم صحبت کنند وجود ندارد.
 
از دیگر مشکلات این خانواده ی از هم پاشیده می توان به اعتیاد اسکات دیسیک، نامزد کورتنی کارداشیان، ازدواج ناموفق و کابوس وار خلوئی کارداشیان با لامار اودوم که او نیز درگیر سوء مصرف مواد مخدر بود، رابطه ی پر سر و صدای راب کارداشیان با بلک چینا، مدل معروف اشاره کرد.
 
 
2- خانواده آزبورن ها
 

 
وقتی که پای خانواده های از کنترل خارج شده به میان می آید خانواده ی آزبورن ها حرف اول را خواهد زد. گوشه ای از مشکلات بغرنج این خانواده را می توان در برنامه ی تلویزیونی که در مورد این خانواده و با حضور خودشان به صورت «ریالیتی شو» در سال 2005 ساخته و 4 فصل نیز ادامه داشت دید. آزی، شارون، جک و کلی همواره در مورد مشکلاتی که خانواده ی آن ها دارد سخن گفته اند؛ از اعتیاد به مواد مخدر گرفته تا خیانت به همسر و افسردگی.
 
کلی آزبورن در کتاب خاطرات خود رازهای ناخوشایند خانواده اش را به رشته ی تحریر در می آورد و با جزییات توضیح می دهد که در یکی از این اتفاقات ناخوشایند خانوادگی در سال 2002 وی مجبور بوده مانند پرستار از پدر و مادر ناخوش خود نگهداری و مراقبت کند.
 
در آن دوران شارون آزبورن در حال مبارزه با بیماری سرطان کولون خود بوده و آزی آزبورن نیز بار دیگر مصرف مواد را چاره مشکلات می دید. کلی در گوشه ای از خاطرات خود چنین می گوید:" [یک شب] مادرم دچار حمله عصبی شد. در نهایت مجبور شدم امبولانس خبر کنم و من همراه با پرستار نادان توانستیم مادرم را از آن حالت خارج کنیم".
 
در همان شب آزی نیز در مصرف مواد زیاده روی کرده بود. " برای ترسیدن دلایل زیادی داشتم. پدرم را در حالی که شلوار کوتاه به تن داشت دیدم که دستش را در یک قوطی پر از دارو فرو برود و یک مشت از آن ها را بلعید و سپس با الکل آن را پایین برد، درست مانند آب و او داشت از شدت تشنگی هلاک می شد". وی در چنین شرایطی باید پدر و مادرش را همزمان به بیمارستان می برد که خود در این باره چنین می گوید:" باید تلفن می زدم، برگه ها را امضا کنم، با پزشکان صحبت کنم، به دیگر اعضای خانواده دلداری بدهم، و در سن نوزده سالگی تصمیماتی بزرگسالانه بگیرم که حتی برای افرادی با سنی سه برابر سن هم هم سخت بودند".
 
 
3- خانواده هادسون ها
 

 
همه می دانند که کیت و الیور هادسون دعوای حقوقی شدید و چند ساله ای با پدرشان، بیل هادسون داشته اند. در سال 2015، در روز پدر، اولیور عکسی از خود همراه با پدرش و کیت را در شبکه های اجتماعی خود گذاشت و «روز ترک پدر» را به وی تبریک گفت.
 
بیل هادسون در جواب گفت که این کار برای وی مانند «خنجری در قلب» بوده است. وی در مصاحبه ای با روزنامه دیلی میل در این باره گفت:" اگر چیزی که او می خواست این بود که من در زندگیشان نباشم پس موفق شده است. دیگر نمی خواهم هیچ کدام از فرزندان ارشدم را ببینم. همه چیز تمام شده است. دیگر الیور و کیت را فرزندان خودم نمی دانم. از آن ها خواهم خواست که دیگر از نام خانوادگی هادسون استفاده نکنند. آن ها دیگر جزئی از زندگی من نیستند. او [الیور] دیگر برای من مرده است. کیت هم همینطور". اما علی رغم این سخنان تلخ ناگهان رابطه ی این سه نفر بهتر شد.
 
مدتی بعد الیور در یک برنامه ی زنده تلویزیونی گفت:" در واقع یک گفتگو آغاز شده است... در حال حاضر ما با هم ارتباط داریم. من یک گفتگوی سه ساعته ی جالب با او داشته ام. برای همدیگر پیام می فرستیم. می خواهیم همدیگر را ببینیم.
 
باید تلاش کنیم چیزهایی را ترمیم کنیم". کیت نیز روی رابطه ی بد خود با پدرش کار کرد و در سال 2016 در برنامه ی هاوارد استرن گفت که پدرش را بخشیده است. " به نظر من بخشیدن در هر جنبه ای چیز بسیار پیچیده ای است. بخشش بهترین ابزار برای جدا کردن آن روابط عاطفی است. بنابراین برای من، من تمامی آن موضوعات را درک می کنم... آن موض    وع باید برای او دردناک بوده باشد و من او را می بخشم".
 
 
4- خانواده های وینتر-وورکمن
 

 
رابطه ی آریل وینتر با مادرش، کریسولا وورکمن، چنان بد بود که آریل در سال 2015 از مادرش جدا شد. همان سال وی در یک برنامه ی تلویزیونی پرده از راز مشکلاتش با مادر خود برداشت و چنین گفت:" ما سه سال و نیم است که با هم حرف نزده ایم". وی مادرش را به آزار جسمی و روحی خودش متهم می کند و خود را قربانی می نامد و می گوید که صحبت کردن از رابطه اش با مادرش برایش سخت است زیرا نمی تواند تحمل کند که مادرش موضوعات شخصی و خانوادگی را همه جا با رسانه ها در میان بگذارد.
 
 
5- خانواده داگارها
 

 
وقتی که خانواده ی داگارها در سال 2008 در یک برنامه ی ریالیتی شو حضور یافتند همه آن ها را یک خانواده ی معتقد مسیحی می دانستند که به شدت به موضوعات اخلاقی حساسیت دارند اما در سال 2015، این تصویر بی نقص و دوست داشتنی اولیه شروع به ترک برداشتن کرد. در این سال خبر رسید که جاش داگار، بزرگ ترین پسر خانواده در سال 2002 و در سن 14 سالگی 5 دختر را آزار جنسی داده است. دو تن از این دختران از خانواده ی داگارها بودند.
 
جاش در این باره چنین گفته است:" 12 سال پیش به عنوان یک نوجوان من کارهای غیرقابل پذیرشی را انجام دادم که به خاطر آن ها شدیداً متاسفم و عمیقاً احساس پشیمانی می کنم. من به دیگران آسیب رساندم، از جمله خانواده ی خود و دوستان نزدیکم.
 
من در حضور خانواده ام به گناه خود اعتراف کردم و آن ها گام هایی را برای کمک به من برداشتند. ما موضوع را با مقامات قضایی در میان گذاشته و به کار زشت خود اعتراف کردم". در پی این رسوایی برنامه ی پر طرفدار این خانواده با عنوان «19 Kids and Counting» از برنامه پخش خارج شده و داگارها تصمیم گرفتند که مدتی را به دور از رسانه ها باقی بمانند. چند ماه بعد بار دیگر اعلام شد که جاش به همسر خود خیانت کرده است و پس از این ماجرا وی خود را یک انسان «دورو و دغل باز» خطاب کرد و گفت که در تمام این سال ها به همسرش خیانت کرده است. البته این موضوع باعث جدایی او از همسرش نشد و این دو اعلام کردند که منتظر به دنیا آمدن فرزند پنجمشان خواهند بود.
 
 
6- خانواده های نولز- کارتر
 

 
خانواده های نولز- کارتر همیشه در انظار عمومی خانواده هایی خوب و بی مشکل ترسیم شده اند اما در سال 2014 ویدیویی از مشاجره ی شدید سولانژ نولز و دامادش جی زد (همسر بیانسه) در آسانسور این تصور عمومی را به طور کلی تغییر داد.
 
اگر چه دلیل واقعی دعوا و مشاجره ی این دو هیچ گاه مشخص نشد اما شایعات زیادی در مورد خیانت جی زد به بیانسه شنیده می شد. با این وجود سولانژ گفته که با این موضوع کنار آمده و بیانسه نیز در تعدادی از آهنگ های خود به این ماجرا و قضیه ی خیانت پرداخته است. جی زد نیز به طور تلویحی به درست بودن ماجرا اعتراف کرده و گفته که به سختی برای درست کردن قضیه تلاش کرده است. بدین ترتیب این زوج به خوبی این مشکل را پشت سر گذاشته و در ژوئن سال 2017 صاحب دو قلوهایی به نام های رومی و سر کارتر شدند.
 
 
7- خانواده جکسون ها
 

 
شاید خانواده ی جکسون ها کاملاً بی مشکل به نظر می رسیدند اما همه چیز پس از مرگ مایکل جکسون در سال 2009 به هم ریخت. پس از مرگ او، کاترین جکسون (مادر مایکل) توانست قیومیت سه نوه اش را بدست آورد. این موضوع تا چند سال بی سر و صدا و بدون مشکل بود اما در اوایل سال 2012 با رسانه ای شدن خبر گم شدن کاترین، قطار خانواده ی جکسون از ریل خارج شد. به گزارش خبرگذاری سی ان ان اولین کسی که به گم شدن کاترین اشاره کرد نوه اش پاریس جکسون بود که در حساب توئیتری خود به این موضوع اشاره کرده بود.
 
وی در پیام خود در توئیتر چنین گفت:" من در یک هفته گذشته با او حرف نزده ام و می خواهم که همین الان به خانه برگردد". بعد از این ماجرا، جرمین جکسون، برادر مایکل، اعلام کرد که در این مدت مادرش در آریزونا و به دستور پزشکان مشغول استراحت بوده است. این اتفاق عجیب زمانی رخ داد که خانواده ی جکسون وارد دعواهای حقوقی با وکلای مأمور بررسی دارایی ها و املاک مایکل جکسون بودند و آن ها را به کلاهبرداری و سوء استفاده متهم می کردند.
 
همان سال ویدیویی از خانه ی آن ها به بیرون درز کرد که نشان می داد اعضای خانواده با هم وارد درگیری فیزیکی شده اند. در سال 2017 نیز بار دیگر این خانواده خبرساز شد و کاترین به جرم سوء استفاده و بدرفتاری از ترنت جکسون شکایت کرد و اعلام نمود که وی بدون اجازه و اطلاع کاترین از حساب بانکی اش پول برداشت کرده است.
 
 
8- خانواده پیلین ها
 

 
سارا پیلین، نامزد سابق معاونت ریاست جمهوری ایالات متحده و خانواده ی پر سر و صدایش هیچ ترسی از هماوردی با خانواده های دیگر در زمینه ی اختلافات درون خانوادگی ندارند. بر اساس گزارش روزنامه ی یو اس ای تودی، در سپتامبر سال 2014 در یک مراسم جشن تولد در آلاسکا بین اعضای این خانواده درگیری و مشاجره ای بزرگ شکل می گیرد. با توجه به گزارش پلیس در این جشن درگیری های فیزیکی شدیدی شکل گرفته بود.
 
اگر چه دلیل واقعی این درگیری مشخص نشده اما به گفته ی رسانه ها بریستول پیلین از تلاش یک دختر برای ضبط صدای خواهر او یعنی ویلو پیلین برآشفته و سپس دو خانواده مانند یک مسابقه ی کشتی کج به جان هم افتاده اند.
 
ترک پیلین، برادر سارا پیلین لباس خود را برای مبارزه از تن درآورده و برای خانواده ی رقیب رجز خوانی کرده است. تاد پیلین، شوهر سارا نیز در آخر با بینی خونین مبارزه را ترک می کند در حالی که احتمالاً سارا پیلین فریاد زده و گفته است:" نمی دانید من کی هستم؟!". البته بریستول جوان خود نیز داستان پرماجرایی داشته است و اگر چه خانواده ی پیلین در این مورد صحبت نکرده اند اما بریستول در نوجوانی مادر شده و سال ها برای بدست آوردن قیومیت پسر خود به دادگاه مراجعه کرد. وی بار دیگر بدون این که ازدواجی در کار باشد صاحب دختری به نام سیلور شد و البته در سال 2016 با داکوتا می یر، پدر سیلور ازدواج کرد.
 
 
9- خانواده ی بالدوین ها
 

 
به نظر نمی رسد که الک بالدوین هیچ گاه بتواند جایزه بهترین پدر دنیا را از آنِ خود کند. وی در سال 2007 در یک پیام صوتی با صدای بلند و فریاد گونه دخترش، آیرلند بالدوین را «خوک کوچولوی بی فکر» خطاب کرده است. در آن زمان آیرلند تنها 11 سال سن داشت. بدین ترتیب وی قرار سرکشی و دیدار با دخترش را از دست داد و در مبارزه حقوقی با همسر سابقش، کیم بسینگر، برای بدست آوردن قیومیت فرزند بیش از پیش با مشکل مواجه شد.
 
یک دهه بعد وی گفته بود که آن پیام صوتی هنوز هم دست از سر او برنمی دارد و در جملات خودش " هر روز به سمت صورت او پرت می شود". وی در سال 2017 در مصاحبه ای در این مورد گفته است:" افرادی وجود دارند که مرا نصحیت کرده و به من حمله می کنند و همواره از آن [پیام صوتی] به عنوان یک نیزه برای این کار استفاده می کنند.
 
این زخمی است که هیچ گاه التیام نخواهد یافت زیرا همیشه توسط افراد دیگر باز شده است. این موضوع دخترم را برای همیشه آزرده است". اما نشان هایی از بهتر شدن رابطه ی پدر و دختری این دو دیده شده است. در سال 2015، آیرلند در صفحه اینستاگرام خود عکسی را به اشتراک گذاشت که در آن کنار پدرش نشسته بود و کتابی کودکانه با عنوان «اگر یک خوک بودم» می خواند. وی در زیر این عکس نوشته بود:" اگر یک خوک بودم... بدون شک بی ادب و بی فکر بودم".
 
 
10- خانواده ی لوهان ها
 

 
شاید بتوان خانواده ی لوهان ها را از هم پاشیده ترین و مشکل دارترین خانواده ی هالیوود دانست. لیندسی لوهان و والدینش، دینا و مایکل، به اشکال مختلف با قانون و نظم دچار مشکل بوده اند. لیندسی از سال 2007 چندین بار به جرم مصرف مواد مخدر دستگیر شده و چند بار نیز به مراکز ترک اعتیاد فرستاده شده است. مایکل لوهان نیز در سال های 1990 و 1997 به ترتیب به جرم کلاهبرداری و زیر پا گذاشتن شروط دوره ی آزادی مشروط مدتی را پشت میله ها به سر برد.
 
وی در سال 2004 به جرم حمله ی مکرر به برادر ناتنی اش با کفش، رانندگی در حالت مستی و چند جرم دیگر به بیش از 2 سال زندان محکوم شد. همسرش، کیت میجر نیز در سال 2012 از او شکایت کرده و در سال 2015 نیز درخواست جدایی داد. دینا نیز در سپتامبر سال 2013 به جرم رانندگی تحت تاثیر مشروبات الکلی دستگیر شد. مایکل گفته است که دلیل انتخاب های نادرست لیندسی در زندگی اش خود او نبوده و باید وی و مادرش به این خاطر مورد سرزنش قرار گیرند زیرا با جدایی خود لیندسی را در شرایط سختی قرار دادند.
مطالب مرتبط
  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، « خبرنو » مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
نام:
ایمیل:
* نظر: