پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
کد خبر: ۱۳۰۸۰۷
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۱
روزنامه ایران نوشت: کمتر کسی فکر می‌کرد کمتر از 10 روز بعد از پایان نا آرامی‌هایی که به کشته شدن حداقل 25 شهروند و نیروهای انتظامی و بازداشت قریب 500 نفر در تهران و شهرهای دیگر انجامید، صدر اخبار کشور در سیطره مناظره رسانه‌ای شماری از روحانیون و مسئولان قضایی بر سر سخنان تکذیب شده رئیس جمهوری باشد.



در حالی که دفتر رئیس جمهوری در اطلاعیه‌ای رسمی تأکید کرد: انتساب جمله «امام زمان (عج) هم قابل نقد است» به رئیس جمهوری، کذب محض است؛ اما برخی همچنان بر حسن روحانی خرده می گیرند. دور روز پیش  آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی در حساب توئیتری خود نوشت: «می‌گویند مردم می‎توانند بر امام معصوم هم خرده بگیرند، انتقاد کنند و در جایی فرمانش را اطاعت نکنند. این مطالب را نه در پشت کوه قاف که در پایتخت جمهوری اسلامی ایران گفته‎اند! با وجود اینان، امام زمان چقدر باید خون دل بخورد؟!» او در توئیت دیگری هم نوشت: «اگر (امام زمان) بخواهد شمشیر بکشد، بلافاصله خواهند گفت: خشونت از هر کسی که باشد محکوم است. تعصبات را کنار بگذارید و به بحث و گفت‌وگوی منطقی روی بیاورید!» آن گونه که ایسنا گزارش داده، دیروز ‌هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضائیه نیز در این باره گفت: «به معصومین اعتراض، نقد و اشکال نمی‌توان وارد کرد و این عمل نه عقلاً و نه شرعاً جایز نیست و این مسأله بر همه مؤمنین روشن و مسلم است که کفر است.» این در حالی است که روزنامه «کیهان» نیز در دو روز گذشته در یادداشت‌های جداگانه، خواستار «توبه» رئیس جمهوری شد.
 
در خلال این مباحث، برخی ناظران و تحلیلگران چند نکته را قابل تأمل دانسته‌اند. نکته نخست، فضای کشور در چند هفته گذشته بود. از هفتم دی ماه امسال تجمعات اعتراض آمیزی از مشهد آغاز و در یک هفته به شماری از شهرستان‌ها و مراکز استان‌ها سرایت کرد. نخستین تجمع تحت عنوان «نه به گرانی» برگزار شد و آن گونه که در تصاویر و فیلم‌ها موجود است، تجمع کنندگان دقایق اول ضمن بیان مطالبات اقتصادی خود، شعار های تند علیه روحانی را مطرح کردند. اما ساعتی بعد شعارهایی علیه سایر مسئولان و نهادهای حکومتی مطرح شد. در تجمع‌های بعدی اگرچه در برخی شهرستان‌ها شعارهای اقتصادی نیز مطرح شد اما حجم شعارهای ساختارشکنانه در شماری از این تجمعات قابل قیاس با شعارهای معیشتی و اقتصادی نبود. به گونه‌ای که در شعارهای روزهای منتهی به 13 دی، کمتر شعاری درباره روحانی  و دولت سر داده شد. اگرچه برخی چهره‌ها و مسئولان تلاش داشتند شعارهای مطرح شده در اعتراض‌ها را به دولت و وضعیت اقتصادی تقلیل بدهند، اما حسن روحانی در قامت رئیس جمهوری که برای استیفا و دفاع از حقوق تک تک مردم سوگند خورده است، در سخنان مکرری تأکید کرد که مطالبات مردم تنها «اقتصادی» نبود. رئیس جمهوری در جلسه با مسئولان ارشد وزارت امور اقتصاد و دارایی اینکه خواسته مردم فقط به اقتصاد محدود شود را «آدرس غلط» و «توهین به مردم» دانست و تأکید کرد: «نسل جوان ما یک حرف بیشتر ندارد و آن این است که می‌گوید من هم می‌فهمم و حرف دارم و باید به حرف من گوش کنید.
 
مردم هم صراحتاً اعلام می‌کنند که حرف دارند و باید به حرف مردم گوش داده و بالاتر از آن به آن عمل کنیم و اگر اکثریت کشور با نسل جوان است به معنای آن است که باید به نظر اکثریت عمل کنیم.» رئیس جمهوری با اشاره به تلاش‌ها و فشارهایی که برای فیلترینگ و محدودیت شبکه‌های اجتماعی به دولت اعمال می‌شود، گفت: «عده‌ای از فضای مجازی خوش‌شان نمی‌آید. یک عده می‌گویند که مردم فقط باید به صدا و سیما نگاه کنند البته معتقدیم که صدا و سیما باید صدای ملت را منعکس کند نه صدای جناح خاصی را.» او در همین جلسه سخنانی را در باب لزوم نقد مسئولان و نهادها از سوی مردم مطرح کرد که از سوی عزت‌الله ضرغامی رئیس اسبق صدا و سیما تحریف و نیز تقطیع  شد و هجمه به روحانی را کلید زد و البته برخی نیز ترجیح دادند توضیح رسمی دفتر رئیس جمهوری را نبینند و بر شدت و حدت هجمه بیفزایند. هجمه‌ای که می‌تواند این شائبه را به دنبال داشته باشد آیا زوم کردن روی بخشی از سخنان تقطیع شده و منتسب به رئیس جمهوری برای سایه افکندن روی بخش عمده سخنان صریح و شفاف روحانی برای شنیدن صدای مردم نیست؟  
 
آن‌گونه که سیدرضا تقوی، رئیس سابق شورای سیاستگذاری ائمه جمعه در جلسه تودیع خودش گفت معترضان دست کم به دفاتر 15 ائمه جمعه در شهرهای مختلف حمله کردند و آن‌گونه که در بسیاری از ویدئو‌های تجمعات ثبت و ضبط است، بخش قابل توجهی از شعار معترضان متوجه برخی روحانیون و نهادهای روحانی است. کمتر کسی تردید دارد درکنار اعتراض های مردمی، عده ای هم پا را فراتر نهادند و با شعارهایی چون «جمهوری ایرانی» یا شعارهایی با محتوای حضور نداشتن روحانیون در مسئولیت‌ها، به‌دنبال آشوب و اغتشاش و به‌زعم خود تغییر نظام جمهوری اسلامی بودند، اما آیا می‌توان مدعی شد مردمی که به وضعیت اقتصادی انتقاد داشتند، عملکرد یا رویکرد برخی از روحانیون را محل نقد نمی‌دانند؟ در چند ماه گذشته روحانیونی چون آیت‌الله بیات زنجانی، آیت‌الله حسین موسوی تبریزی، سیدمهدی طباطبایی، مسیح مهاجری و... از کاهش نفوذ روحانیت که به اعتقاد آنها متأثر از عملکرد و رویکرد برخی روحانیون یا ائمه جمعه است ابراز نگرانی کرده‌اند و حتی سید رضا تقوی بر کاهش شمار مشارکت‌کنندگان در نمازهای جمعه اشاره کرد؛ در جریان همین انتخابات‌ اردیبهشت ماه بود که انتقادهای مردم از مشی برخی روحانیون ارشد در مشهد مقدس، خود را در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی این شهر نشان داد.
 
این در حالی است که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری که همین 8 ماه پیش برگزار شد، به رغم طرح وعده های دلفریب اقتصادی تحت عنوان یارانه چند برابری، کارانه و تقسیم بندی جامعه به 4 درصدی و 96 درصدی از سوی رقبای اصولگرای روحانی، اکثریت مردم به حسن روحانی رأی دادند تا نشان دهند تنها اقتصاد، دغدغه آنان نیست. از سوی دیگر حتی افرادی که دغدغه اقتصادی داشتند نیز برنامه های اقتصادی روحانی را قابل قبول تر از برنامه های ارائه شده از سوی رقیبان وی دانستند.
 
حال این سؤال مطرح است آیا می‌توان همه کسانی را که حتی با  شعار های تند علیه روحانی اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی نشان داد «مردم» دانست و دیگرانی که علیه نهادهای غیردولتی شعار می‌دادند را «آشوبگر»؟
 
از مقدس زایی تا مقدس زدایی
 
نکته قابل تأمل دیگر تفاوت و زاویه قابل توجه ادبیات رئیس جمهوری فعلی و رئیس جمهوری قبلی در حیطه مقدسات و واکنش روحانیون ارشد به آن هاست. در زمانی که محمود احمدی‌نژاد در رأس دستگاه اجرایی کشور بود، هر چند ماه یکبار فیلم، سخنرانی یا حرف و حدیثی در حوزه دینی و مذهبی مطرح می‌شد که حرف و حدیث زیادی به‌دنبال داشت. نخستین آن‌ها، سخنان احمدی‌نژاد در دیدار با آیت‌الله جوادی آملی درباره «هاله نور» بود.
بنا به فیلمی که از آن دیدار موجود و قابل دسترسی است، رئیس دولت نهم بعد از نخستین حضورش در اجلاس عمومی سازمان ملل می‌گوید: «من روز آخری که سخنرانی کردم، تقریباً همه سران بودند یکی از همان جمع به من گفت: «وقتی تو شروع کردی «بسم‌ا...» و «اللهم» را گفتی، من دیدم یک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو رفتی تو یک حصنی، یک حصاری. تا آخر؛ من خودم هم این را احساس کردم که فضا یک دفعه عوض شد و همه حدود بیست‌وهفت، هشت دقیقه تمام، این سران مژه نزدند. اینکه می‌گم مژه نزدند، غلو نمی‌کنم، اغراق نیست. چون نگاه می‌کردم، همه سران مبهوت مانده بودند.»
 
در کتاب «گفتمان مصباح» که سخنان آیت‌الله مصباح یزدی در آن گردآوری شده خاطره‌ای از زبان آیت‌الله مصباح یزدی درباره پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات سال 84 بدین شرح آمده است که«دیشب‌ یکی‌ از دوستان‌ حاضر در جلسه‌ نقل‌ کرد؛ قبل‌ از برگزاری‌ مرحله‌ اول‌ انتخابات‌ به‌ محضر یکی‌ از علمای‌ اهواز رسیدم‌. ایشان‌ گفت‌: نگران‌ نباشید، احمدی‌نژاد رئیس جمهوری می‌شود. ایشان‌ گفته‌ بود که‌ شخصی‌ شب‌ بیست‌ و سوم‌ ماه‌ رمضان‌ در حال‌ احیاء پیش‌ از نیمه‌ شب‌ به‌ خواب‌ می‌رود. در خواب‌ به‌ او ندا می‌شود که‌ بلند شو برای‌ احمدی‌نژاد دعا کن‌، وجود مقدس‌ ولی‌عصر(عج) دارند برای‌ احمدی‌نژاد دعا می‌کنند. می‌گوید من‌ حتی‌ اسم‌ احمدی‌نژاد را نشنیده‌ بودم‌ و اصلاً او را نمی‌شناختم‌! خود ایشان‌ (احمدی نژاد) نیز در تاریخ‌ دهم دی‌ماه‌ قاطعانه‌ گفته‌ بود که‌ من‌ رئیس جمهوری خواهم‌ شد. کسانی‌ با او شوخی‌ می‌کردند که‌ این‌ چه‌ حرفی‌ است‌ می‌زنی‌؟ چه‌ کسی‌ به‌ تو رأی می‌دهد؟ چه‌ کسی‌ تو را می‌شناسد؟ گفته‌ است‌ این‌ قول‌ یادتان‌ باشد، امروز 10/10/83 است‌، من‌ رئیس جمهوری خواهم‌ شد! حالا خواب‌ دیده‌ یا کسی‌ به‌ او گفته‌ است، من‌ نمی‌دانم‌!».   در همان دوران بود که محمدرضا رحیمی رئیس وقت دیوان محاسبات که بعدها معاون اول احمدی‌نژاد شد، گفت: «یکی از مسلمانان سوریه معتقد بود اگر بنا بود بعد از پیامبر(ص)، پیامبری بیاید آن، احمدی‌نژاد بود»! اما آیت‌الله مصباح یزدی بجای مقابله با این اظهار نظرها گفت:«رئیس جمهوری وقتی از طرف ولی فقیه نصب شد، می‌شود عامل او؛ او نصبش می‌کند. آن پرتو قداستی که او دارد بر این هم می‌تابد.
 
وقتی رئیس جمهوری اسلامی شد، حکمش را از رهبر -‌یعنی جانشین امام(ع)‌- دریافت کرد، یک پرتوی از آن قداست بر این هم می‌تابد؛ آن وقت اطاعت از رئیس جمهوری و اطاعت از مجلس و سایر امور هم می‌شود اطاعت از خدا.» محمدناصر سقای بی‌ریا شاگرد مورد وثوق آیت‌الله مصباح یزدی و مشاور احمدی‌نژاد در امور روحانیت هم با تأکید بر اینکه «مردم عاشق شعارها و حرکات احمدی‌نژاد هستند» گفته بود:«احمدی‌نژاد می‌گفت که در سفر شانگهای خانم‌های هندو آمدند و با دست مالیدن بر شیشه اتومبیل رئیس جمهوری می‌خواستند خودشان را تبرک کنند.» به این سیاهه می‌توان موارد پرشمار دیگری افزود اما به اعتقاد ناظران، چگونه می‌شود آیت‌الله مصباح یزدی در ایامی که احمدی‌نژاد رئیس جمهوری و تحت حمایت مطلق او بود، نه تنها در برابر این سخنان که به احمدی‌نژاد تقدس می‌بخشید، هیچ نمی‌گفت بلکه خود و شاگردانش از مولدان چنین اندیشه‌ای و انگاره‌ای بودند؟
 
سؤال اساسی‌تر اینکه کسانی که امروز به خاطر سخنان تقطیع شده و منتسب به حسن روحانی، او را آماج نقد قرار داده‌اند، در برابر مقدس سازی‌های رئیس دولت قبل و به تعبیری خرج کردن از مقدسات برای احمدی‌نژاد، چه کردند؟ در این میان شاید بازخوانی سخنان حسن روحانی در آن ایام خالی از لطف نباشد؛ او سال 86 بعد از درگذشت آیت‌الله محمدرضا توسلی در خلال جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:«یکی از عصبانیت‌های لحظات آخر آیت‌الله توسلی بحث خرافه بود. گفته می‌شود آیت‌الله توسلی در حال دفاع از امام جان باخت. این چه بازی است که ما اینقدر مردم را عوام فرض کرده‌ایم؟ می‌ترسم که فردا مهر امام زمان را هم درست کنند و به مردم نشان دهند. اگر لازم باشد همه جزئیات را برای مردم خواهیم گفت. عده‌ای وقتی نماز می‌خوانند جلوی خود یک جانماز خالی پهن می‌کنند و می‌گویند این را برای امام زمان گذاشته‌اند یا در سر سفره یک بشقاب غذا برای امام زمان می‌کشند یا شنیده‌ام که می‌گویند فلان جلسه مهم را روز جمعه بیندازید تا با حضور آقا تصمیم بگیریم. این چه بازی است و چه خرافاتی است که راه افتاده است؟» در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز روحانی با اشاره به توزیع اقلام منتسب به آستان قدس رضوی با اهداف انتخاباتی لب به انتقاد گشود که: «ما نبات امام رضا(ع)را برای شفا می‌خواستیم نه برای رأی» و خطاب به سید ابراهیم رئیسی گفت:«از شما خواهش می‌کنم امام رضا(ع) را برای مردم بگذارید و امام رضا(ع) را حزبی و جناحی نکنید.»
 
مروری گذرا بر این موارد که هر کدام گاه هفته‌ها کشور را درگیر خود کرد، به وضوح نشان می‌دهد حسن روحانی زمانی که حتی روحانیونی بلند پایه‌تر از وی که در دفاع از مفاهیم و آموزه‌های دینی مسئولیت شرعی و قانونی داشتند، چشمان خود را بر مقدس سازی‌های رئیس دولت قبل بسته بودند، یا برای پیشبرد اهداف انتخاباتی خود از امام زمان(عج) و امام رضا(ع) خرج می‌کردند، دغدغه دین و تحریف آن را داشت.  قاعدتاً سخنان و دیدگاه‌های حسن روحانی در حوزه دینی که همواره به صورت شفاف و صریح مطرح شده است، هم به‌عنوان یک معمم و هم به‌عنوان رئیس جمهوری قابل نقد است اما سؤال اینجاست، آیا مهم‌ترین مسأله این روزهای کشور پرداختن به سخنان تقطیع شده روحانی است یا شنیدن صدای اعتراضی که برای یک هفته نهادهای اطلاعاتی، امنیتی، نظارتی و اجرایی را درگیر خود کرد و نه تنها پس لرزه‌های آن همچنان ادامه دارد، بلکه به اعتقاد بسیاری آتش زیر خاکستر است و می‌باید برای عموم مردم از جمله جوانان و نوجوانان که گاه دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی‌شان از دلنگرانی‌های اقتصادی‌شان بیشتر است، حل و فصل شود.
مطالب مرتبط
وبگردی
  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، « خبرنو » مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
نام:
ایمیل:
* نظر: