داستان خریدن کفش ملانصرالدین
داستان خریدن کفش ملانصرالدین
ملانصرالدین برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد.
داستان جالب ما چقد زود باوریم
داستان جالب ما چقد زود باوریم
دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
داستان دشمن طاووس
داستان دشمن طاووس
طاووسی در دشت پرهای خود را می‌کند و دور می‌ریخت. دانشمندی از آنجا می‌گذشت...
داستان زیبای زندگی معمولی یک پزشک
داستان زیبای زندگی معمولی یک پزشک
این داستانِ یک پزشک است. دکتر داستان ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند.
وقتی همه كدخدا باشند ده ویران می‌شود
وقتی همه كدخدا باشند ده ویران می‌شود
روزی از روزها، پادشاهی با وزیر كاردانش به شكار رفته بود...
دریای عشق و عاشقی
دریای عشق و عاشقی
در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است ...
حکایت ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه
حکایت ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه
هرگاه بخواهند بزرگی و مهربانی خداوند متعال را وصف كنند،این مثل را می آورند.
داستان جالب زیرکی خلیفه دوم عباسی
داستان جالب زیرکی خلیفه دوم عباسی
این داستان جالب زیرکی خلیفه دوم عباسی را نشان می دهد.
حکایت اگر می دانستی درویش چقدر بی نانی و بی پازری کشیده ، نمی پرسیدی
حکایت اگر می دانستی درویش چقدر بی نانی و بی پازری کشیده ، نمی پرسیدی
می گویند پادشاه کشوری مرد . مردم آن کشور به رسم همیشه شاهینی را به پرواز درآورند تا شاهین بر روی دوش هر کس می نشست او را پادشاه می کردند...
داستان خیانت
داستان خیانت
بعد از فوت پدرم زندگی روی خوش به ما نشون نداد و هر روز وضع ما بد ترمی شد...
داستان زندانی پر رو
داستان زندانی پر رو
مرد فقیرو پرخوری را به جرمی زندانی کردند...
طوطی و حضرت سلیمان
طوطی و حضرت سلیمان
مردی یک طوطی را که حرف می‌زد در قفس کرده بود و سر گذری می‌نشست...
داستان  نماز
داستان نماز
یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی استخدام کرد...
داستان غم انگیز عشق چیست
داستان غم انگیز عشق چیست
معلم از دانش آموزان سوال کرد:
داستان زیبای عروسک بافتنی
داستان زیبای عروسک بافتنی
زن وشوهری بیش از60سال بایک دیگرزندگی مشترک داشتند.آنهاهمه چیزرابه طورمساوی بین خودتقسیم کرده ازیکدیگرپنهان نمی کردند مگریک چیز:یک جعبه کفش دربالای کمدپیرزن بود که ازشوهرش خواسته بود هرگزآن رابازنکند و درموردآن هم چیزی نپرسد.
حکایت مرگ و زندگی
حکایت مرگ و زندگی
گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.
آنچه تو از رو می خوانی من از برم
آنچه تو از رو می خوانی من از برم
داستان ضرب المثل آنچه تو از رو می خوانی من از برم