داستان طنز ۴ داشنجو
داستان طنز ۴ داشنجو
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند. روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند ...
خدا و کودک
خدا و کودک
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم ...
منطق چیست؟
منطق چیست؟
شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟ استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد – پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ...
آرزوی دانه کوچک
آرزوی دانه کوچک
"من هستم، من اینجا هستم، تماشایم کنید .” اما هیچکس جز پرنده‌ها‌یی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره‌هایی که به چشم آذوقه زمستان به او نگاه می‌کردند، به او توجهی نمی‌کرد ...
خیر و شر
خیر و شر
مرد بدکاری هنگام مرگ، ملکه‌ی دربان دوزخ را دید. ملکه گفت: کافی است که فقط یک کار خوب کرده باشی،تا همان یک‌ کار، تو را برهاند. خوب فکر کن...
راز گل سرخ
راز گل سرخ
یه روز خدا یک گلی رو از بهشت به زمین فرستاد و به اون گفت روی زمین برای خود نقطه‌ای پیدا کن تا همون‌جا منزلگاه تو باشه گل از اون بالا منطقه‌ای رو دید زرد رنگ، سرزمین وسیع و پهناوری بود ...
اگر زمین ۴۶ ساله بود !!!؟؟؟
اگر زمین ۴۶ ساله بود !!!؟؟؟
تصور کنید که بتوانیم سن زمین را فشرده کنیم و هر ۱۰۰ میلیون سال را یک سال درنظر بگیریم. در این صورت کره زمین مانند فردی ۴۶ ساله خواهد بود...
دختران و پسران
دختران و پسران
فرق نيمرو دخترا و پسرا....
اهل دانشگاهم
اهل دانشگاهم
هل دانشگاهم رشته ام علافی است جیب هایم خالی است پدری دارم حسرتش یک شب خواب ...
عزراییل
عزراییل
طنز جالب برنامه های هفتگی عزراییل
بازمانده کشتی
بازمانده کشتی
تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره درو افتاده برده شد. او با بی قراری به درگاه خداوند دعا کرد تا او را نجات بخشد،او ساعت ها به اقیانوس چشم می دوخت،تا شاید ...
قصه های لیلی
قصه های لیلی
لیلی، پروانه خدا
راه های زهر کردن سفر....
راه های زهر کردن سفر....
مسلما راه‌ های زهر کردن سفر به دیگران خیلی بیشتر از اینها هستند. ما برخی از آنها را به دلیل محدودیت‌هایی قلم گرفته‌ایم؛ ...
الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم
الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم
الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمی ده؟ یهو یه صدای مهربون! ...
نامه مادر غضنفر
نامه مادر غضنفر
غضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این غضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند ...
خداحافظی به سبک ایرانی
خداحافظی به سبک ایرانی
بعد مهمانی ، از روی مبل بلند میشن میگن خوب آقا زحمت دادیم خداحافظ ! دو قدم جلو تر آقا خداحافظ ! جلو در آقا خداحافظ ! داخل حیاط با صدای بلند ...
مواظب باشین سوتی ندین
مواظب باشین سوتی ندین
همسر: چکار میکنی بعد اینکه من بمیرم؟ میری زن دیگه میگیری؟ شوهر: قطعا نه! همسر: چرا که نه؟ دوست نداری دوباره متاهل بشی؟ شوهر: خوب معلومه که میخوام ...