داستان آموزنده تله موش
داستان آموزنده تله موش
موشی از شکاف دیوار کشاورز و همسرش را دید که بسته‌ای را باز می‌کردند...
داستان  زیبای درویش و کریم خان
داستان زیبای درویش و کریم خان
درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . ..
داستان جالب اشک پدر
داستان جالب اشک پدر
هر وقت پدرم این ترانه را می خواند که «وقتی بچه بودی، عادت داشتی روی دوشم بنشینی، پدر نردبان بچه هایش است...» دلم می گرفت و برای پدرم غصه می خوردم.
حکایت جالب داوری گربه
حکایت جالب داوری گربه
دو موش سر تقسیم پنیری دچار اختلاف شدند ونزد گربه ای رفتند تا...
طنز: ازدواج با دختری که فقط یک عیب دارد!
طنز: ازدواج با دختری که فقط یک عیب دارد!
داستان راه حل ساده برای مشکلات بزرگ!
داستان راه حل ساده برای مشکلات بزرگ!
گاهی مشکلاتی برای ما پیش می آید و به دنبال راه حل های پیچیده می گردیم تا...
حکایت جالب  شاعر پررو
حکایت جالب شاعر پررو
شاعری در ستایش خواجه ای بخیل قصیده ای گفت و برایش خواند اما هیچ پاداشی دریافت نکرد...
حکایت هرچه می‌گویم نر است می‌گوید بدوش
در دوره‌ای كه نادر افشار پادشاه ایران بود،...
داستان جالب  یک جفت جوراب کتان
داستان جالب یک جفت جوراب کتان
من تمام روز مرغها را در حال قدقد کردن، شکار غذا در علفها، مشاجره و آرایش کردن تماشا کردم....
داستان آموزنده بوی کینه
داستان آموزنده بوی کینه
معلّم یک کودکستان به بچه هاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند...
داستان  پندآموز درویش یک دست
داستان پندآموز درویش یک دست
درویشی در کوهساری دور از مردم زندگی می‌کرد و در آن خلوت به ذکر خدا و نیایش مشغول بود.
داستان جالب هم نشینی با خرها
داستان جالب هم نشینی با خرها
روزی بهلول، پیش خلیفه ” هارون الرشید ” نشسته بود . جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند .
داستان جالب توریست ثروتمند و تسویه حساب بدهکارها
داستان جالب توریست ثروتمند و تسویه حساب بدهکارها
در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست، ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود.
داستان زیبای نشانه عشق
داستان زیبای نشانه عشق
پسر گفت:" هرجا می روم به یاد او هستم. وقتی می بینمش نفسم می گیرد و ضربان قلبم تند می شود. در مجموع احساس خوبی نسبت به او دارم و بر این باورم که می توانم بقیه عمرم را در کنار او زندگی کنم!"
داستان آموزنده درخت بی مرگی
داستان آموزنده درخت بی مرگی
دانایی به رمز داستانی می‌گفت: در هندوستان درختی است كه هر كس از میوه‌اش بخورد پیر نمی شود و نمی‌میرد....
ریشه ضرب المثل پوست خرسی كه شكار نكردی نفروش
ریشه ضرب المثل پوست خرسی كه شكار نكردی نفروش
به افراد خوش خیالی گفته می‌شود كه آرزوهای دور و درازی دارند كه غیرممكن است.
حکایت شاهین و چنگیز خان مغول
حکایت شاهین و چنگیز خان مغول
یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند...