داستان زیبای نشانه عشق
داستان زیبای نشانه عشق
پسر گفت:" هرجا می روم به یاد او هستم. وقتی می بینمش نفسم می گیرد و ضربان قلبم تند می شود. در مجموع احساس خوبی نسبت به او دارم و بر این باورم که می توانم بقیه عمرم را در کنار او زندگی کنم!"
داستان آموزنده درخت بی مرگی
داستان آموزنده درخت بی مرگی
دانایی به رمز داستانی می‌گفت: در هندوستان درختی است كه هر كس از میوه‌اش بخورد پیر نمی شود و نمی‌میرد....
حکایت شاهین و چنگیز خان مغول
حکایت شاهین و چنگیز خان مغول
یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند...
داستان بامزه:دلیل قانع کننده
داستان بامزه:دلیل قانع کننده
مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود؛ پس وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.
داستان زیبای شير بي‌سر و دم
داستان زیبای شير بي‌سر و دم
در شهر قزوين مردم عادت داشتند كه با سوزن بر پُشت و بازو و دست خود نقش‌هايي را رسم كنند, يا نامي بنويسند، يا شكل انسان و حيواني بكشند.
حکایت آموزنده ی پرنده نصیحتگو
حکایت آموزنده ی پرنده نصیحتگو
یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار!
تاریخچه ضرب المثل چه کشکی چه پشمی؟!
تاریخچه ضرب المثل چه کشکی چه پشمی؟!
چوپانی گله را به صحرا برد ؛ به درخت گردوی تنومندی رسید...
داستان آموزنده الاغ و پیرمرد
داستان آموزنده الاغ و پیرمرد
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد
داستان آموزنده عجایب هفتگانه
داستان آموزنده عجایب هفتگانه
معلمی از دانش‌آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست‌وار بنویسند. دانش‌آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته‌های آنها را جمع‌آوری کرد. با اینكه همه جواب‌ها یکی نبودند اما بیشتر دانش‌آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و…
حکایت خر طلبکار
حکایت خر طلبکار
دوستان ملا که خرش را به اندازه خودش مي شناختند ، متوجه شدند که روز به روز ضعيف تر مي شود ...
حکایت دختر صدساله
حکایت دختر صدساله
جوان تحصیل کرده ای پیش یکی از ثروتمندان رفت تا دختر او را خواستگاری کند.همین که مرد چشمش به قیافه جوان افتاد از این که چنین داماد موقری داشته باشد بسیار خوشحال شد.
ریشه ی ضرب المثل گفتم آدم نمی‌شوی، نگفتم شاه نمی‌شوی
ریشه ی ضرب المثل گفتم آدم نمی‌شوی، نگفتم شاه نمی‌شوی
این ضرب‌المثل در نکوهش کسانی که به مقامات دنیوی رسیده‌اند، ولی هیچ بهره‌ای از انسانیت و اخلاق نبرده‌اند، به کار می‌رود.
داستان زیبای مونتاژ دوچرخه به وسیله همسایه بیسواد
داستان زیبای مونتاژ دوچرخه به وسیله همسایه بیسواد
مردی از روی کاتالوگ، یک دوچرخه برای پسر خود سفارش داده بود.
داستان ضرب المثل هنوز کفش‌هایم را پیدا نکرده‌ام
داستان ضرب المثل هنوز کفش‌هایم را پیدا نکرده‌ام
خواجه‌ای، خوش خدمتی غلام خود را پیش جمعی می‌ستود و می‌گفت:
داستان آموزنده پسرک واکسی
داستان آموزنده پسرک واکسی
کفشم واکس نیاز نداشت، اما از روی دلسوزی گفتم: بله...
داستان زیبای دخترک و گردنبند یاقوت
داستان زیبای دخترک و گردنبند یاقوت
دختر خردسالی وارد یک مغازه جواهر فروشی شد و به گردن بند یاقوت نشانی که در پشت ویترین بود اشاره کرد و به صاحب مغازه گفت:
داستان زیبای به کمال رسیدن انسان ها
داستان زیبای به کمال رسیدن انسان ها
درنیویورک، درضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمیشود...